کتاب خوراک روح
داستان کوتاه و کوتاه کوتاه
رو به زن گفت:کاش من هم رفته بودم. زن گفت:قسمت این بود که بمونی. مرد نفسی تازه کرد و گفت:اگه رفته بودم ،تو هم خوشبخت می شدی. زن لبخندی زد و گفت:اما من خیلی خوشبختم. وبعد با دیدن صورت سرخ شده ی مرد دوباره ماسک را روی دهان و بینیش گذاشت و پیچ اکسیژن را باز کرد.
صدای مُدام سرفه هایش از توی اتاق شنیده می شد.وقتی که لحظاتی آرام گرفت.
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت
18:32 توسط مرجان دورودی| |
| Design By : Night Skin |

سلام
امیدوارم بتونیم در کنار هم لحظات مجازی خوبی رو داشته باشیم
اگر هر دفعه وارد وبلاگ من شدین .از تغییر قالب تعجب نکنین. خانم ها رو که می شناسین هر چند وقت یکبار دوست دارند دکور خونشون را تغییر بدهند .حالا برای بنده حقیر دکور قالب با دکور خونم هیچ فرقی نمی کنه .دست خودم نیست علاقه دارم به قولی مثل داستانهام به روزش کنم.
حالا دیگه بریم سر وقته معرفی:
متولد ایرانم فرزند آبادانم
مرجان دورودی هستم شناسنامم که میگه متولد دی ما ه 1352 هستم حالا دقیقه چه ساعتیش رو نمی دونم.
کودکیم همراه خانواده و به خاطر شغل پدر در مناظق نفت خیز آبادان و ماهشهر گذشت هنوزم کامل شش سالم پر نشده بود که آواره شهر و دیار غربت شدیم.دیدار من با آبادان موند سال 1368 که خوشحالم این اتفاق افتاد.
بگذریم...
از همون بچه گیها که هنوز سواد خواندن نوشتن نداشتم .وقتی بیکار یه گوشه می نشستم تا مامان بشقاب خالی غذامو پرکنه .با قاشق و چنگال دستم حرف می زدم یکی می شد خودم اون یکی می شد دوستم . بچگی بود دیگه.
وقتی بزرگتر شدم و شروع کردم به خوندن و نوشتن .یادم میاد اولین کتابی که خوندم یوسف و زلیخا بود .یک کتابی جیبی 10 ورقی که به خاطر عکس رو جلدش هر جوری بود خریدمش.
بعدها هم شاید کلاس پنجم بودم که یه دفتر خاطرات خریدم .یادمه 100 برگ بود دادم به یکی از هم کلاسیها که با دست خط قشنگش روی جلدش بنویسه دفتر خاطرات و این دفتر که هنوز که هنوزه هستش و حرفهای دلم و گاهی اوقات شاید سالی یکبار توش بنویسم.
بعدترها هم که شروع کردم به نوشتن داستان های بلند و کوتاه بعد هم کوتاه کوتاه.
از کارهاییم که تاحالا کردم وداستانهام کجا ها چاپ شدند بماند که دیگه ارزش گفتن نداره
عشق من نوشتن که به اون رسیدم. درسته که می دونم هیچوقت به پای هیچ کدوم از بزرگای ادبی که نه همون هم ترازهای خودمم نمی رسم اماهمین که شعله وجود خودم و حتی اگه یه سو سو ی کوچیک باشه روشن نگه می داره.راضیم.
تازگی ها هم شروع به کار نوشتن داستان برای کودکان کردم دعا کنید موفق بشم
همتون رو زیر سایه پروردگار می سپارم.
سالم و بعدشم دست به قلم باشید.
از نظراتتون ممنونم
چشم انتظار نقد های مفیدتونم هر چند که تلخ باشه
امیدوارم بتونیم در کنار هم لحظات مجازی خوبی رو داشته باشیم
اگر هر دفعه وارد وبلاگ من شدین .از تغییر قالب تعجب نکنین. خانم ها رو که می شناسین هر چند وقت یکبار دوست دارند دکور خونشون را تغییر بدهند .حالا برای بنده حقیر دکور قالب با دکور خونم هیچ فرقی نمی کنه .دست خودم نیست علاقه دارم به قولی مثل داستانهام به روزش کنم.
حالا دیگه بریم سر وقته معرفی:
متولد ایرانم فرزند آبادانم
مرجان دورودی هستم شناسنامم که میگه متولد دی ما ه 1352 هستم حالا دقیقه چه ساعتیش رو نمی دونم.
کودکیم همراه خانواده و به خاطر شغل پدر در مناظق نفت خیز آبادان و ماهشهر گذشت هنوزم کامل شش سالم پر نشده بود که آواره شهر و دیار غربت شدیم.دیدار من با آبادان موند سال 1368 که خوشحالم این اتفاق افتاد.
بگذریم...
از همون بچه گیها که هنوز سواد خواندن نوشتن نداشتم .وقتی بیکار یه گوشه می نشستم تا مامان بشقاب خالی غذامو پرکنه .با قاشق و چنگال دستم حرف می زدم یکی می شد خودم اون یکی می شد دوستم . بچگی بود دیگه.
وقتی بزرگتر شدم و شروع کردم به خوندن و نوشتن .یادم میاد اولین کتابی که خوندم یوسف و زلیخا بود .یک کتابی جیبی 10 ورقی که به خاطر عکس رو جلدش هر جوری بود خریدمش.
بعدها هم شاید کلاس پنجم بودم که یه دفتر خاطرات خریدم .یادمه 100 برگ بود دادم به یکی از هم کلاسیها که با دست خط قشنگش روی جلدش بنویسه دفتر خاطرات و این دفتر که هنوز که هنوزه هستش و حرفهای دلم و گاهی اوقات شاید سالی یکبار توش بنویسم.
بعدترها هم که شروع کردم به نوشتن داستان های بلند و کوتاه بعد هم کوتاه کوتاه.
از کارهاییم که تاحالا کردم وداستانهام کجا ها چاپ شدند بماند که دیگه ارزش گفتن نداره
عشق من نوشتن که به اون رسیدم. درسته که می دونم هیچوقت به پای هیچ کدوم از بزرگای ادبی که نه همون هم ترازهای خودمم نمی رسم اماهمین که شعله وجود خودم و حتی اگه یه سو سو ی کوچیک باشه روشن نگه می داره.راضیم.
تازگی ها هم شروع به کار نوشتن داستان برای کودکان کردم دعا کنید موفق بشم
همتون رو زیر سایه پروردگار می سپارم.
سالم و بعدشم دست به قلم باشید.
از نظراتتون ممنونم
چشم انتظار نقد های مفیدتونم هر چند که تلخ باشه
Authors
LinkDump
- کارگاه داستان کوتاه کوتاه
- کتاب نیوز بچه مردم
- داستان داستان داستان
- مریم دلباری
- حمید اباذری
- انجمن داستان ابادان
- دانلود کتاب
- داستان جنگ
- دیباچه
- پروین کاشانی
- سایت پاتوق ادبی
- منیرو روانی پور
- زبان و ادبیات فارسی
- خزه
- مهتاب کرانشه
- داستان واره
- انجمن داستانی چوک 2
- بنیاد دفاع
- اتی بان
- سیامک احمدی
- هفت سنگ
- رادیو زمانه
- سخن
- جاکتابی
- سمیل
- مشرق 54
- داستان در داستان
- نیمه سوخته
- تحریر
- تمامی ذهن من
- کولی ها
- هزاره
- داستان
- صدای مستقل
- فرشته توانگر
- صادق هدایت
- کارگاه داستان
- داستان
- حلقه ادبی
- ادبیات داستانی نیره جان
- کارگاه مجازی ادبیات
- مسافر
- سنگ پا
- ادبیات نویسندگان مرده
- حرفهایی که فقط شما می دونید
- کیمیا نوا
- داستان کوتاه کوتاه من
- داستانک
- داستانک های متین
- یک فروردینی
- عکسها ومجلات قدیمی
- نوشته های زن یکشنبه های ابری
- رادیو گلها
- یادداشت های کامران نجف زاده
- انجمن نویسندگان کرج
- شعر و داستان
- انجمن ادبی بانه
- انجمن سبز بانه
- وبلاک گروهی داستانک نویس ها
- داستانهای 55 کلمه ای
- دل نوشته های سیامک احمدی
- سیاهه داستان
- رهگذر نامه
- اکادمی فانتزی
- وقتی مینا از خواب...
- جا مدادی
- با همراهان هنر
- یه داستان خیلی خیلی کوتاه
- تنظ نوشته های ارژنگ
- داستان کوتاه و مینی مال
- مینی مال ها و طرح ها
- داستان کوتاه
- فصل نو
- نشریه ادبی جن و پری
- داستانهای کوتاه ایران و جهان
- مروری بر مبانی داستان
- پایگاه فرهنگ و ادب فارسی لوح
- بهترین داستانهای کوتاه من
- كافه اي تاريك مینی مال داغ
- داستان مینیمال
- د فر مه
- و خداوند لغت تمامی اهل جهان را آشفته ساخت
- ساعت پنج عصر
- روزنامه ادبی هنری نوشتار
- رود راوی
- مکتبهای ادبی
- رضا امیرخانی
- سرزمین پنج خورشید
- آریا یعقوب زاده
- مثل باران مثل بودن نعمت نعمتی
- کتاب بهترین دوست من
- داستان کوتاه منطقه ای راوی
- خبر گزاری فارس
- خبرگزاری کتاب ایران
- ناتور وب نوشته های پدرام رضایی زاده
- سیب گاز زده
- نوشته های من یادداشت و داستان کوتاه
- انتشارات سخن گستر
- خانه ی نقد
- بیاییدبه هم بخندیم نه با هم
- رمز آشوب داستانها و یادداشتها
- علی الله سلیمی روزنامه نویس و نویسنده
- شخصی که از هیچ چیز در زندگیش پشیمان نبود
- شبی که فروخته شدم
- بزرگترین مرکز فروش
- قصه های سارا
- قلمرو مرلین کبیر
- رد پای رنگ
- راهیان نور
- گل سفید داستان های ذبیح
- خاطرات روابط عمو می ایرانی
- ادبیت داستانی خلیل رشنوی
- آی کتاب آی کتاب
- بیـــــــــــــراهه تا هنــــــــــــر شعـــــر و داستـــان
- داستانهای خراسانی
- موضوع انشاء : دیکته
- غول سبز مایل به بنفش
- ناصر بزرگمهر - روزنامه نگار
- رهگذر نامه
- آزاده بهروزی داستان و نقد
- آرش حجازی
- پائولوکوئلیو
- آگاتاکریستی
- صادق هدایت
- ناصر غیاثی
- تازه های ادبی
- سایت های هنری
- جنگ خبر
- زاگروس استوری
- آرش شفاعی
- محمد جواد جزینی
- انجمن نویسندگان کودک و نوجوان
- اینجا داستان کوتاه
- شهر آبی قصه
- فیروزه عسگری
- قالب های نایت اسکین

